جعفر شهرى باف

47

طهران قديم ( فارسى )

از نظر جسمانى داشته ؟ بميان بعضى خانواده‌هاى اعيان و رجال راه پيدا نموده از همان جهت هم شغلى در ادارهء تلگرافخانه بدست ميآورد كه ساعات كار ادارىاش را در آنجا و مواقع فراغتش را توسط همان ارتباطات نهانى در دكان به رتق و فتق بعضى امور و رفع مشكلات گرفتاران ميپرداخت . باريك اللا اينم ، باريك اللا اونم از اين به موقعيت رسيده‌ها يكى هم « عليقلى خان تعليمى » بود كه او را در نوجوانى بعنوان خانه شاگردى از ده به شهر ميآورند و چون به حمامى فرستاده ، لباس پاكيزه به او پوشانده شده چهره‌اى پيدا مىكند ، مورد توجه آقا و خانم قرار گرفته عناياتى از ايشان مييابد كه دريافتىهاى آقا را در كوزه‌اى و از آن خانم را در كوزهء ديگر ميريزد ، تا وقتى كه آنها را لبالب از سكه‌هاى طلا و نقره مينگرد و پس كوزه‌ها را بفاصله كف اطاق نهاده وسطشان شروع به غلتيدن نموده ، به طرف يكيشان غلتيده ميگويد بارك اللا اونم و به طرف ديگريشان غلتيده ميگويد بارك اللا اينم و با آنها ملك و آب خريده ، يكى از متمولين مىشود و لقب تعليمىاش از آن بوده كه هميشه عصايى مجوف همراه داشته كه داخلش مقدارى سكه حمل ميكرده است ، بر اين عقيده كه ميگفته : آدم عزت و حرمتش به آن است كه پول داشته باشد اگر چه توى گور باشد ، برعكس آدم بىپول كه لولهنگ‌دار « 87 » هم برايش آفتابه‌ى سوراخ آب مىكند و اين دو كنايه از آنجا بود كه مرده‌اى احترام مىديد كه موقع حركت دادن برايش زير تشك پول گذاشته باشند و براى شستنش كه جهت مرده‌شو پول در جيبهايش بگذارند و براى ( الله كريم‌گو ) « 88 » و قبركن و تلقين‌خوان و نمازخوان و غيره برايش پول خرج بكنند .

--> ( 87 ) . لولهنگ ( لولئين ) ؟ آفتابه‌ى سفالين و لولئين‌دار كسى بود كه مستراحهاى عمومى آنها را براى مردم آب و حاضر مينمود و بعدا كه آهن ورق و حلبى آمد از آنها ساخته شد و از مس و برنج و نقره و طلا هم كه براى متمكنين ميساختند . ( 88 ) . كسى كه پيشاپيش جنازه حركت مىكرد و تلاوت قرآن و بعضى كلمات مانند ( اللاه خداى كريم . . . ) و اللاه خداى كريم آن بود كه تابوت جنازهء مرده‌هاى اسم و رسم‌دار را جلو هر مسجد و امامزاده و سر هر سه راه و وسط چهارراه بر سر دست بلند كرده نفرى كه از هوچيان و مرده‌خوران محل بوده ، قبل از همه مرگ و مير افراد را واقف ميگرديد بر روى چهارپايه‌اى كه دنبالش -